قدمت شرکت نکردنم در مناسبت چهارشنبه سوری و البته دیگر نه سور که سوز از سال 82 تا به امروز طی راه و مسیر داشته. در اندک موارد حضورم نظاره گر بودم و همینقدر اکتفا نموده شریک جرم نشدم در پریدنم از آتش یا ترکاندن و حتی به آتش کشیدن خود یا انتحار با مواد منفجره! آخرین مرتبه رفتنم بتماشا به اتفاق رفقا 8سالی ازش گذشته همواره خانه ماندن را منطقی و عقلانی دیدم بجز آن یکبار را که به اصرار فراوان آنها رفتم و شانس آوردم وقتی خود را وسط معرکه ای تنها دیدم و منه دیوانه خیال پا پس کشیدن نداشتم. از اصالت این جشن جز مواردی معدود در برخی نقاط و مکان های عموما خانوادگی کمتر نشانی باقی مانده. طی دهه های رفته سود جویی و کسب درآمد ناشی از فروش مواد محترقه و جو زدگی ناشی از کمبود جشن و فرصت بروز شادی مردم و برگزار کنندگان چهارشنبه سوری را بسمت جنون و از خود بیخود شدنی افراطی برای خالی شدن از حبو بغض های نهفته دراین مغتنم شب سوق داده و هرسال عواقب وخساراتش را هم بشکلی دلخراش دیده ومی بینیم.
برچسب:
نویسنده: حمید احمدی