یه چیز دیگه ام بعضی مواقع بهم می گفت:بچه! سنگ سنگینه همیشه سرجاشه ولی سنگ سبکِ یا در کـ.. نه اینه یا در کـ..نِه اون ..سبک بازی در نیار . ..دفعه اولی که اینو بهم گفت تا ساعت ها می خندیدم :)))
+از تخس بودنم همین بس که بگم اگر کسی می خواست ببوسم یا باهام روبوسی کنه تو مهمونی یا هرجای دیگه الم شنگه ای راه می انداختم که اون سرش ناپیدا و... از روبوسی بدم می اومد.از تف تفی شدن..
برچسب: بچگیام,
نویسنده: حمید احمدی