
رضا عطاران و چندتای دیگه از عوامل یکی از سریال هاش اومده بودن روی سن محمود بهرامی هم بود.یک به یک و به نوبت صحبت می کردن.ماجرا مال 8سال یا 10 سالِ پیشه.نوبت به بهرامی رسید مجری ازش در مورد نقشی که تو سریال داشت سؤالی پرسید ایشونم خیلی جدی شروع بصحبت کرد ولی نظمی برقرار نبود حرف تو حرف میشد و شوخی های بدجا و بیمزه جمع حاضر سبب شدن حرفاش مرتب قطع بشه دو سه بار مجبور به سکوت شد و در نهایت نتونست پاسخی به پرسش بده و میکروفن رو تحویل داد ... بعداً که تصاویر اون برنامه رو در ذهنم مرور می کردم به این نتیجه رسیدم که بهرامی در خلوت خودش کلی به این لحظه و این پرسش فکر کرده بود و حرفها بشکلی جدی برای نقشی کمدی آماده کرده بود! اما چقدر تصورات ماها با واقعیت و اتفاقاتش جور در میاد؟ و آیا فکرش رو می کرد وقتی صحبت میکنه کسی بحرفاش توجه نداره؟ یا...
+این حرفش و عکسش رو که دیدم و زدمش اون بالا به یاد این اتفاق افتادم و گفته های جا مانده بهرامی که از دید ماها زیاد مهم نیست و یا اصلا اهمیتی نداره اما برای محمود بهرامی خیلی مهم بود ...
برچسب:
نویسنده: حمید احمدی