14

متن مرتبط با «خواب سگ» در سایت 14 نوشته شده است

دلم می‌خواد ساعت‌ها بخوابم... ولی نمیشه!

  • نیلوبلاگ

    ممکنه درست نباشه، شایدم درست باشه... نمیدونم، اما ظاهرا که اینطوری بوده که این پایین میگم ... 1.2.3Malcolm (Mac) Wallace.4.5Lucien Sarti.6 تک تیرانداز شماره 6 ؟ ...واقعن نمی‌دونم! از Roscoe White تا Charles Harrelson و حتی Charles Nicoletti نام برده شده... من فعلن نظری ندارم! تا بعدها .. خواهیم دید چه چیزهای دیگری در این باره مطرح می شود..عکسی قدیمی از دیلی پلازا همان مکانی که از 1 تا 6 در بالای پست عدد گذاری شده ...نگاره‌ها و اسامی فوق متعلق به اشخاصی است که گمان می رود در محور ترور جان اف کند...

    ادامه مطلب
  • افشای جزئیات دلم می‌خواد ساعت‌ها بخوابم... ولی نمیشه!

  • نیلوبلاگ

    در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «دلم می‌خواد ساعت‌ها بخوابم... ولی نمیشه!» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. ممکنه درست نباشه، شایدم درست باشه... نمیدونم، اما ظاهرا که اینطوری بوده که این پایین میگم ... 1. 2. 3Malcolm (Mac) Wallace. 4. 5Lucien Sarti. 6 تک تیرانداز شماره 6 ؟ ...واقعن نمی‌دونم! از Roscoe White تا Char...

    ادامه مطلب
  • بی خوابی

  • نیلوبلاگ

    دیشب مثل ارواح سرگردان در خانه پرسه می زدم! و تا نیمههای شب بیدار بودم.. ذهنم بشدت درگیر افکار پلید و ناخوشایند بود و بدنبال وقایعی که هنوز رخ نداده در جستوی راه حل هایی بودم برای برون رفت... از مرگ نزدیکان شروع شد، به هر عنوان و دلیلی، و بعد خودم را میدیدم که دچار شرایط بهم ریختهای شدم از بابت آن مصیبتهای خیالی..! در مورد مردن خودم هم غرق فکرهای عجیب شدم و مفصل بررسیاش کردم.. راستش در وضعیت فعلیام که نه عشقی در کار است و نه دلدادهای سراغ دارم برمن انبوه دلبستگیاش آوار شده باشد بشدت ازش (وقوع مرگ!) استقبال می کنم.. اگر کسی دل بسته است اطلاعی ندارم. لطفن مطلعم کند ..شاید منصرف شدم...به امکان وقوع جنگ هم فکر کردم بعد به این که اگر زیر ساختها منهدم بشوند در قبال قطع آب.. برق.. گاز.. و کل سیستم ...

    ادامه مطلب
  • وقتی همه خواب بودن!

  • نیلوبلاگ

     شب ها تو زیر زمین می خوابم. دیشب دم صبح طرفای ساعت چهار یا پنج از لرزش های آرومی بیدار شدم. زمین می لرزید زلزله ای نچندان قدرتمند و منقطع.. آروم بلند شدم رفتم بالا تو حیاط با زیر پوش هوام یخ! بعد مثل منگل ها 5دقیقه تمام مات و خیره بودم به درخت جلوی خونمون که زلزله داشت تکونش می داد و یجورایی می رقصوندش البته با این ایده که اگر شدیدتر شد فوری بپرم تو خو...

    ادامه مطلب
  • خواب!

  • نیلوبلاگ

    شب به نیمه نرسیده خواب دیدم چند نفری بخونه ای که توشم هجوم آوردن تو خواب حس می کردم اینا دزدند بنابراین برای دفاع بسمتشون حمله کردم تو دسته های سه نفره بودن و من هر سه نفری رو که میزدم باز سه تا دیگه از راه می رسیدند ..مدتی بعد از جایی دیگه سر در آوردم نمیدونم کجا ! ..از خواب بیدار شدم حس بدی نسبت بخوابی که دیدم نداشتم اصولا برای من اونی خوابه که تکون بده آدمو بعداز بیداریش این که هیچ حسی توش نداشت! منتها از روی غریضه شاید سمت پنجره رفتمو بیرون رو نگاه کردم نخیر خبری نبود! بجز اون چیزیکه توجهمو جلب کرد مهتابی بودنه آسمون بود و این شد که با خودم گفتم:هیچ وقت ...

    ادامه مطلب