14

متن مرتبط با «خواب به انگلیسی» در سایت 14 نوشته شده است

دلم می‌خواد ساعت‌ها بخوابم... ولی نمیشه!

  • نیلوبلاگ

    ممکنه درست نباشه، شایدم درست باشه... نمیدونم، اما ظاهرا که اینطوری بوده که این پایین میگم ... 1.2.3Malcolm (Mac) Wallace.4.5Lucien Sarti.6 تک تیرانداز شماره 6 ؟ ...واقعن نمی‌دونم! از Roscoe White تا Charles Harrelson و حتی Charles Nicoletti نام برده شده... من فعلن نظری ندارم! تا بعدها .. خواهیم دید چه چیزهای دیگری در این باره مطرح می شود..عکسی قدیمی از دیلی پلازا همان مکانی که از 1 تا 6 در بالای پست عدد گذاری شده ...نگاره‌ها و اسامی فوق متعلق به اشخاصی است که گمان می رود در محور ترور جان اف کند...

    ادامه مطلب
  • آشپزی به سبک جیمز مِی!

  • نیلوبلاگ

    آشپزی یکجورایی کار هنری بحساب میاد! بنابراین یک آشپز خوب یک هنرمند خوبم میشه بهش گفت! هر زنی! هر خانومی که آشپز خوبی باشه؛ دستکم دو نوع متفاوت کیک رو بایست به بهترین شکل ممکن خوب از کار در بیاره.. یک، کیک تمام و کمال پر از خامه‌ و با تزیناتی حسب سلیقه و دوم کیک شکلاتی ای که از بس سر و روش شکلاتی شده باشه که کارد و چنگال کیلو کیلو روش شکلات جمع بشه موقع خوردن! ..اما در هر دو‌ مورد کیک‌ها زیاد از حد نباید شیرین بشند! ..در نهایت زن که ندارم من! این مهمه اما که آشپزی خوب با سلیقه و پیگیر باشه، هر ...

    ادامه مطلب
  • افشای جزئیات دلم می‌خواد ساعت‌ها بخوابم... ولی نمیشه!

  • نیلوبلاگ

    در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «دلم می‌خواد ساعت‌ها بخوابم... ولی نمیشه!» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. ممکنه درست نباشه، شایدم درست باشه... نمیدونم، اما ظاهرا که اینطوری بوده که این پایین میگم ... 1. 2. 3Malcolm (Mac) Wallace. 4. 5Lucien Sarti. 6 تک تیرانداز شماره 6 ؟ ...واقعن نمی‌دونم! از Roscoe White تا Char...

    ادامه مطلب
  • بی خوابی

  • نیلوبلاگ

    دیشب مثل ارواح سرگردان در خانه پرسه می زدم! و تا نیمههای شب بیدار بودم.. ذهنم بشدت درگیر افکار پلید و ناخوشایند بود و بدنبال وقایعی که هنوز رخ نداده در جستوی راه حل هایی بودم برای برون رفت... از مرگ نزدیکان شروع شد، به هر عنوان و دلیلی، و بعد خودم را میدیدم که دچار شرایط بهم ریختهای شدم از بابت آن مصیبتهای خیالی..! در مورد مردن خودم هم غرق فکرهای عجیب شدم و مفصل بررسیاش کردم.. راستش در وضعیت فعلیام که نه عشقی در کار است و نه دلدادهای سراغ دارم برمن انبوه دلبستگیاش آوار شده باشد بشدت ازش (وقوع مرگ!) استقبال می کنم.. اگر کسی دل بسته است اطلاعی ندارم. لطفن مطلعم کند ..شاید منصرف شدم...به امکان وقوع جنگ هم فکر کردم بعد به این که اگر زیر ساختها منهدم بشوند در قبال قطع آب.. برق.. گاز.. و کل سیستم ...

    ادامه مطلب
  • وقتی همه خواب بودن!

  • نیلوبلاگ

     شب ها تو زیر زمین می خوابم. دیشب دم صبح طرفای ساعت چهار یا پنج از لرزش های آرومی بیدار شدم. زمین می لرزید زلزله ای نچندان قدرتمند و منقطع.. آروم بلند شدم رفتم بالا تو حیاط با زیر پوش هوام یخ! بعد مثل منگل ها 5دقیقه تمام مات و خیره بودم به درخت جلوی خونمون که زلزله داشت تکونش می داد و یجورایی می رقصوندش البته با این ایده که اگر شدیدتر شد فوری بپرم تو خو...

    ادامه مطلب
  • لعنت بدرس و مدرسه و ماهِ حال بهم زنِ مهر!

  • نیلوبلاگ

    دبستانی که توش درس می خوندم اردوگاه اسیران ایرانی در کشور عراق بود در یک سریال تلویزیونی! همین چند هفته پیش دیدم برای بار صدم از شبکه آی فیلم پخش مجدد شده. دبیرستانی که خواهرم توش درس می خوند ازش بعنوان بیمارستانی استفاده شد که توش کیمیا بدنیا اومد.نه اون کیمیایی که خرمشهرو آزاد کرد! فیلم کیمیا که خسرو شکیبایی بازیگرش بود.چندتا از همکلاسیاشم بعنوان سیاهی لشکر در نقش پرستار بیمارستان جلوی دوربین ...

    ادامه مطلب
  • 5شنبه!

  • نیلوبلاگ

    قدیم الایام همیشه 5شنبه ها رو دوست داشتم چون دیگه صبحش نیاز نبود برای رفتن به مدرسه بیدار بشم شدت نفرتم از مدرسه زیاد بود.جمعه ها محدوده صبح تا ظهرش خوب بود خوش میگذشت اما از عصر تا غروبش افتضاح می شد.دلگیریش بکنار دورِ مداوم تکراره مدرسه و استرس های شنبه بود که از زندگی بیزارم می کرد! تابستونام همینطور ایام تعطیلات باوجودی که همه روزاش مثل هم بودن و از دستم در می رفت امروز چند شنبه ست اما همیشه...

    ادامه مطلب
  • عزیز بهبهانی

  • نیلوبلاگ

    عزیز بهبهانی! پیرمردی بود که با موتور گازیش کارتن جمع می کرد می برد می فروخت..زمانی که مغازه داشتم گاهی اوقات بهم سر می زد یعنی خودم صداش می زدم وقتی از اون طرفا عبور می کرد بیاد پیشم کمی باهم گپ بزنیم! عزیز کل 8سال جنگ رو آبادان بود.اون قدیمیهایی که زیاد به منطقه رفت و آمد داشتن عزیز رو خوب می شناسن.مکانیک انواع ماشین آلات سنگینو سبک بود آچار فرانسه ای که خیلی بکار جنگ و جبهه میاومد اما آخر ع...

    ادامه مطلب
  • خوبش خوبه!

  • نیلوبلاگ

    زن یعنی زندگی! خوبش زندگی سازه بدش نابود کننده . ..نقشش به مهمی نقش مادرای تو خونه ست چه مجرد چه با شوهر... میتونه سازنده باشه و میتونه از بین برنده ...چه باهاش بمونی چه به هر دلیل ول کنی یا ولت کنه بره جدا بشید در مجموع اثرش رو در زندگی تو میگذاره چه مثبت چه منفی،زن جماعت کلا تاثیر گذاره... خدارو شکر بشخصه فعلا دورم از این دست مسائل دستو پا گیر ... + نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت20:38 توسط14 | ...

    ادامه مطلب
  • خواب!

  • نیلوبلاگ

    شب به نیمه نرسیده خواب دیدم چند نفری بخونه ای که توشم هجوم آوردن تو خواب حس می کردم اینا دزدند بنابراین برای دفاع بسمتشون حمله کردم تو دسته های سه نفره بودن و من هر سه نفری رو که میزدم باز سه تا دیگه از راه می رسیدند ..مدتی بعد از جایی دیگه سر در آوردم نمیدونم کجا ! ..از خواب بیدار شدم حس بدی نسبت بخوابی که دیدم نداشتم اصولا برای من اونی خوابه که تکون بده آدمو بعداز بیداریش این که هیچ حسی توش نداشت! منتها از روی غریضه شاید سمت پنجره رفتمو بیرون رو نگاه کردم نخیر خبری نبود! بجز اون چیزیکه توجهمو جلب کرد مهتابی بودنه آسمون بود و این شد که با خودم گفتم:هیچ وقت ...

    ادامه مطلب