چه!؟!! - تاریخ: 1396/7/30 ساعت: 2:35
بقایای جسدِ ارنستو چه گوارا جسدِ چه گوارا چه گوارا قبل از مرگ ارنستو بهنگام دستگیری ارنستوی مصمم مبارز و خشمگین ارنستو در خوش خوشانِ فردای پیروزی دکتر ارنستو و نگاهی پرسشگر ارنستو و روزهای دانشجویی چه گوارا در ایام جوانی چه! وقتی بچه بود و
آدم! - تاریخ: 1396/7/30 ساعت: 2:35
+نمی تونی دو کلام مثل آدم صحبت کنی به ثانیه نکشیده گند می زنی به همه چی ... +خیلی خوبه گاهی اوقات آدم چاک دهنش رو بتونه ببنده و سکوت کنه اگر هنرشو داره که ظاهراً خیر ندارید! +وقت کردی یه نگاهی بحال و روزت بنداز و ببین از بس ادعا داری و زرای مفتِ زیا
لعنت بدرس و مدرسه و ماهِ حال بهم زنِ مهر! - تاریخ: 1396/7/8 ساعت: 15:41
xa0 دبستانی که توش درس می خوندم اردوگاه اسیران ایرانی در کشور عراق بود در یک سریال تلویزیونی! همین چند هفته پیش دیدم برای بار صدم از شبکه آی فیلم پخش مجدد شده. دبیرستانی که خواهرم توش درس می خوند ازش بعنوان بیمارستانی استفاده شد که توش کیمیا بدنیا اومد.نه اون کیمیایی که خرمشهرو آزاد کرد! فیلم کیمیا ...
جنگ! - تاریخ: 1396/7/8 ساعت: 15:41
xa0 این قضیه همه پرسی در کردستانِ عراق امیدوارم ختم بخیر بشه و از دلش جنگی در نیاد که اگر در بیاد واویلا میشه.. + نوشته شده در xa0یکشنبه دوم مهر ۱۳۹۶ساعتxa016:34xa0 توسطxa014xa0 |xa0
بالاخره.. . - تاریخ: 1396/7/8 ساعت: 15:41
موهامو کوتاه کردم.آخرِ شب در حالیکه گوووزِ خواب بودم ما بین پیام بازرگانی های یکی از شبکه ها بطرز احمقانه از خودم عکس گرفتم.در راستای مرض مضحکی که بشر گرفتارش شده قیافه خوابالودم رو اینجا گذاشتم!! + نوشته شده در xa0دوشنبه سوم مهر ۱۳۹۶ساعتxa019:26xa0 توسطxa014xa0 |xa0
روحش شاد.. . - تاریخ: 1396/7/8 ساعت: 15:41
رضا عطاران و چندتای دیگه از عوامل یکی از سریال هاش اومده بودن روی سن محمود بهرامی هم بود.یک به یک و به نوبت صحبت می کردن.ماجرا مال 8سال یا 10 سالِ پیشه.نوبت به بهرامی رسید مجری ازش در مورد نقشی که تو سریال داشت سؤالی پرسید ایشونم خیلی جدی شروع بصحبت کرد ولی نظمی برقرار نبود حرف تو حرف میشد و شوخی ها...
پدرخوانده - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 14:53
xa0 ویتو کورلئونه خطاب به سانی: دیگه هیچ وقت بکسی خارج از خانواده نگو که (در مورد دیگران و سایر موارد)چی فکر میکنی. +نصحیت پدرانه اما هوشمندانه.. + نوشته شده در xa0چهارشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۶ساعتxa023:39xa0 توسطxa014xa0 |xa0
از بس بچگیام تخس بودم... - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 14:53
xa0بحق و بجا بابام همیشه بهم می گفت: نامردِ بی وجدان! یه چیز دیگه ام بعضی مواقع بهم می گفت:بچه! سنگ سنگینه همیشه سرجاشه ولی سنگ سبکِ یا در کـ.. نه اینه یا در کـ..نِه اون ..سبک بازی در نیارxa0 . ..دفعه اولی که اینو بهم گفت تا ساعت ها می خندیدم :))) +از تخس بودنم همین بس که بگم اگر کسی می خواست ببوسم ...
هامون.. . - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 14:53
xa0 ای خسرو خوبان نظری سوی گدا كن رحمی به من خستهدل بی سروپا كن . . آزمودم عقل دوراندیش را بعد از این دیوانه سازم خویش را . . . مرا تو بیسببی نیستی.. xa0 براستی صلت كدام قصیدهای ای غزل؟ . . . . منم آری منم كه از اینگونه تلخ میگریم كه اینك زایش من از پس دردی چهل ساله در نگرانی این نیمروز تفته در داما...
کنترل با حذف! - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 23:30
xa0چندسال پیش تو همین وبلاگ در مورد از کنترل خارج کردنه اتومبیل از دست راننده نوشتم.بعد از آن Killer Elite را دیدیم. فیلمی که داستانش براساس واقعیت ساخته و ماجرایش در دهه هشتاد میلادی رخ داده بود.در این فیلم از تکنولوژی و امکان از کنترل خارج کردنه هدایت اتومبیل بواسطه یک دستگاه رادیویی روایت ماجرا ش...
BMW - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 23:30
xa0اتومبیل فوق یک دستگاه بی.ام.و 2000 CS هست.در گذشته چندباری یک بازسازی شدش رو از نزدیک دیده بودم. این اتومبیل در سال 1965 تولید شده.به بهانه روئیت دوباره این اتومبیل این بار از صفحه تلویزیون و در فیلم چرخ و فلک که نشسته بودم به تماشای لحظاتیش چون حوصلم سر می رفت نگاهی بهمدل های کلاسیک این کمپانی ا...
وسیله ای مثلا برای برقراری ارتباط - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 23:30
xa0 از جمعه ظهر که با دست معیوب بخونه برمیگشتم موبایلم تو ماشین مونده بود تا امروز صبح وقتی می خواستم برم بیرون . ..خاموش شده بود از بی شارژی ..خط دیگه ای دارم که گاهی اوقات باهاش تو نت چرخی میزنم اغلب اوقات تو خونه داره خاک می خوره اونم هفته پیش در آستانه خاموشی بدادش رسیدم و... نتیجه این که تا به ...
بدون دلیل بیادش افتادم ... زن بور نگیر :))) - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 23:30
یه کادری (نیروی رسمی) تو زمان سربازی داشتم با درجه ستوان سومی (یک ستاره سر دوشی داشت) که البته بایست ستوان یکم (سه ستاره) می بود منتها از بس توبیخی بدلایل مختلف تو پروندش داشت درجاتش رو نداده بودند بقولی خوابونده بودن! یک روز کله سحر که صبحگاه گردان بود و یادش بخیر طبق معمول همیشه به اتفاق هم پیچوند...
5شنبه! - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 23:30
xa0 قدیم الایام همیشه 5شنبه ها رو دوست داشتم چون دیگه صبحش نیاز نبود برای رفتن به مدرسه بیدار بشم شدت نفرتم از مدرسه زیاد بود.جمعه ها محدوده صبح تا ظهرش خوب بود خوش میگذشت اما از عصر تا غروبش افتضاح می شد.دلگیریش بکنار دورِ مداوم تکراره مدرسه و استرس های شنبه بود که از زندگی بیزارم می کرد! تابستونام...
عزیز بهبهانی - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 23:30
xa0 عزیز بهبهانی! پیرمردی بود که با موتور گازیش کارتن جمع می کرد می برد می فروخت..زمانی که مغازه داشتم گاهی اوقات بهم سر می زد یعنی خودم صداش می زدم وقتی از اون طرفا عبور می کرد بیاد پیشم کمی باهم گپ بزنیم! عزیز کل 8سال جنگ رو آبادان بود.اون قدیمیهایی که زیاد به منطقه رفت و آمد داشتن عزیز رو خوب می ...
تاچ! - تاریخ: 1396/6/8 ساعت: 20:07
با توجه به مدیریت جدیدِ فضای مجازی از رأس امور تحولاتی پیرو این مدیریت جدید بوجود خواهد آمد و ما بزودی شاهد فضایی متفاوت نسبت به گذشته در این عرصه خواهیم بود.محیطی بازتر و آزادتر خواهیم دید و به همین مناسبت رفع فیلترینگ نسبت به برخی صفحات اجتماعی و خبری و سایر موارد را ممکن است ببینیم البته کاملا کن...
این جسمِ لعنتی! - تاریخ: 1396/6/8 ساعت: 20:07
xa0 در جریان سلسله کشفیاتم پیرامون علایق غذایی و نیاز بدن به آن به این کشف مهم رسیدم که سوپ جو با قلمِ گوسفند (از اینا) بشدت اعتیاد آوره! و اعتراف می کنم تحت تاثیر سریال هزار دستانی که سال ها پیش تماشاش می کردم زمانی قلم های عاری از گوشتِ گوساله های قصابی ها رو می خریدم از قرار دونه ای پونصد تومن که...
مجهول! - تاریخ: 1396/6/5 ساعت: 2:05
مجهول! باید خواند و مطالعه داشت در هر زمینه که مورد پرسش است.در این بین نه پیرو باید بود نه حامی و نه طرفدار بلکه بی طرف باید بود و بدون پیش زمینه بخواندن مشغول شد. نباید اسیر بازی کسی و کسانی شد البته این عمومیت دارد. فرقی نمی کند هر چه باشد، ارزش یا تکلیف بنام دین یا زیر مجموعه ارگان فرقه سازمان ب...
برده داری! - تاریخ: 1396/6/5 ساعت: 2:05
xa0 من یک مدت خیلی کوتاه به عنوان فروشنده توی اسپرتی کار می کردم بطور مشخص می تونم بگم مثلِ بودن در میدان جنگ بود نتونستم بمونم اما وقتی می خواستم از اونجا بزنم بیرون و برم به صاحب مغازه گفتم دارم میرم چون اگر بمونم می زنمت! بدجوری ام می زنمت! ترسید! از بس این مخلوق! گوساله بود هیچکس پیشش دوام نمی آ...
... - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 14:17
xa0 بی تردید از هیچ نامی چون من به هیچ آید هر نوع گزند و سخن به انتقاد یا بیهوده گویی به کم کردنه نقشش و یا نادیده گرفتنه تلاشهایش که در دوره ای کوتاه بر امور سیاسی مملکت ایشان همه کار کرد و من در کل عمر هیچ کار +از خواب پریدم تا یه چشمی همینی که این بالا نوشتمو بنویسم و دوباره بخوابم + نوشته شده در...